تبليغاتX
یک فنجان حرف
کمی دست نوشته

 

تعبیر خواب

 دیشب دوباره

گویا خودم را خواب دیدم:

در آسمان پر می کشیدم

و لابه لای ابرها پرواز می کردم

و صبح چون از جا پریدم

در رختخوابم

یک مشت پر دیدم

یک مشتر پر، گرم و پراکنده

پایین بالش

در رختخواب من نفس می زد

آن گاه با خمیازه ای ناباورانه

بر شانه های خسته ام دستی کشیدم

بر شانه هایم

انگار جای خالی چیزی…

چیزی شبیه بال

احساس می کردم!

قیصر امین پور (آینه های ناگهان)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 12:37  توسط زهره كهندل  |